ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
65
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
طبقات متوسط شمع پيهى مىسوزانند اما اين شمعها مانند اروپا از فروبردن فتيله در پيه بدست نمىآيد ، بلكه فتيله را در لايهاى از پيه مذاب مىپوشانند ، به همين دليل آنها به شكل ميله مىسوزند و تمام مىشوند . به هر حال پاى شمعهاى گچى به خانهء بزرگان و اعيان هم باز شده است ؛ اين شمعها را از روسيه وارد مىكنند و به آن « شمع كافورى » مىگويند . براى جلوگيرى از چكيدن اشك شمع از لولههاى شيشهاى بلند شكمدار به نام مردنگى استفاده مىكنند كه از خارج و بخصوص اتريش وارد مىشود و گرانقيمت است . شاه و درباريان بخصوص به چهل چراغ دلبستهاند كه كالائى تجملى و قيمتى است ، و شاه فعلى مراسم چراغانى را كه به مناسبت هر واقعهء خوشايند از قبيل تصرف يك شهر ، انتصاب وليعهد ، ازدواج شاه با همسرى تازه و غيره برگذار مىشود ، رواج داده است . اما چون منزلها پنجره به كوچه و خيابان ندارند بنابراين چراغانى به معنى و مفهوم اروپائيش در اين ديار ممكن نيست ؛ چند چراغ كوچك مقابل درها روشن مىكنند و چند چراغ نيز به اشكال گوناگون در ميدان بزرگ به روى زمين مىگذارند و آن خود از غرفهء بلندى كه شاه در آن نشسته منظرهء بديعى ايجاد مىكند . براى تنظيف خيابانها هيچ عملى انجام نمىگيرد . اين را ديگر به ميل و دلخواه سبزيكارها واگذاردهاند كه زبالهء شهر را براى كود ببرند . دل و رودهء حيواناتى كه ذبح شدهاند ، باقيماندهء غذا و جانورانى كه مردهاند به كوچه افكنده مىشود و در آنجا مىماند . پس اين خود بخت بلندى است كه سگهاى بسيار با تخم و تركهء فراوانشان شبها از كمينگاه بيرون مىپرند و كوچهها را تميز مىكنند ؛ شغالها نيز اينجا و آنجا گاه و بيگاه به دستيارى سگان برمى خيزند . استخوانهاى بجا مانده را در خندق شهر مىاندازند . باوجود اين تپههاى كوچكى نيز در شهر هست كه كثافت قرنهاى بسيار لايه به لايه در خود انباشته و از انظار پوشانده « 24 » . بوى عفونت وحشتناكى كه از اين همه مواد گنديده منتشر مىشود سكونت در تهران را در فصل تابستان ، بخصوص براى اروپائيان طاقتفرسا مىسازد ؛ تبهاى كشندهاى ايجاد مىكند و باعث مىشود كه هرگاه و با وارد مملكت شد به طرز وحشتناكى كشتار كند . بيش از هر وقت ، بوى عفونت چند روز بعد از عيد قربان بيداد مىكند ، زيرا در چنين روزى گوسفندان بسيارى قربانى مىشود و ديگر پشتكار سگان و شغالان نيز ياراى آن را ندارد كه از پس لاشهها برآيد . بنابراين به اروپائيان سخت توصيه مىشود تابستانها را در يك جاى ييلاقى بسر برند ؛ ترديدى نيست كه در شهر در اين فصل به بيمارى اسهال خونى سختى دچار مىشوند . در زمستان معمولا درجهء گرما به شش درجهء رئومور پائين مىآيد ، در
--> آن را از نزديكى استرآباد با كشتيهاى كوچك به آنجا مىآورند . ( 24 ) . وقتى يكى از اين تپههاى آكنده از كثافت را كه مجاور بازار بود حفارى كردند از لايههاى هر سالهء آن به اين نتيجه رسيدند كه تهران بايد قديمى تر از آن باشد كه معمولا در كتب تاريخ و وقايع ذكر آن را كردهاند .